ویدئو به همراه متن و تمرین؛ زمان ویدئو حدود چهار دقیقه.
اول تعریف، بعد علامتگذاری
در این تمرین، سقف محلی کندلی است که بالاترین قیمت آن از دو کندل قبل و دو کندل بعد بیشتر باشد. تعریف کف متقارن است. قیمتهای برابر را فعلاً نامشخص میگذاریم. این یک قرارداد آموزشی است، نه تنها تعریف ممکن بازار؛ مزیت آن امکان بازبینی و تکرار توسط فرد دیگر است.
زمان شناسایی با زمان نقطه یکی نیست
برای تأیید این سقف، دو کندل بعد باید بسته شوند. در لحظهٔ کندل وسط، هنوز سقف تأییدشدهای نداریم. اگر روی نمودار تاریخی آن را علامت بزنیم و همان لحظه فرض کنیم میدانستیم، اطلاعات آینده را وارد تصمیم کردهایم. زمان کندل و زمان واقعی شناسایی را جدا ثبت کنید.
مثال فرضی ساختار صعودی
سقفهای ۱۰۰، ۱۰۵ و ۱۰۹ و کفهای ۹۵، ۹۸ و ۱۰۲ هر دو رو به بالا هستند. این توصیف یک نمونهٔ فرضی تحت تعریف ماست، نه تضمین حرکت بعدی. این عددها قیمت زنده، سیگنال یا نتیجهٔ معامله نیستند. اگر ترتیب سقف و کف مخلوط شد، مجبور نیستیم نمودار را صعودی یا نزولی بنامیم.
شکست سطح را دقیق تعریف کنید
عبور لحظهای سایه، بستهشدن کندل یا چند بستهشدن متوالی، تعریفهای متفاوتاند. پیش از آزمایش یک قاعده انتخاب کنید و پس از دیدن نتیجه آن را تغییر ندهید. حتی بستهشدن بیرون محدوده هم تضمین ادامه نیست. ابتدا یک رویداد قابل شمارش میسازیم.
داستان نقدینگی را از مدرک جدا کنید
سطح واضح میتواند مبنای فرضیهای درباره سفارشها باشد، اما چند کندل محل دقیق حد ضرر همه معاملهگران یا نیت بانکها را نشان نمیدهد. تفسیر باید مشروط باقی بماند. هرچه روایت هیجانانگیزتر است، ثبت مشاهدات و موارد نامعلوم اهمیت بیشتری دارد.
تمرین و معیار تکمیل
ده سقف یا کف را با قاعدهٔ دو کندل در هر طرف علامت بزنید. برای هر نقطه زمان شناسایی را ثبت کنید؛ سپس بخشها را روند، محدوده یا نامشخص بنامید و دلیل بنویسید. هیچ معاملهٔ واقعی لازم نیست. معیار تکمیل، امکان تکرار توسط فرد دیگر است.
در جلسهٔ بعد ساختار را در کنار ساعت و شرایط بازار بررسی میکنیم.
مثالها فرضی و آموزشیاند؛ کارنامهٔ معاملاتی نیستند و سود تضمین نمیشود.